مقالات

چهل فیلمی که احتمالا نمی دانستید کتاب های کمیک بوده اند- بخش سوم

ما قصد داریم تا در چهار مقاله، لیستی شگفت انگیز از فیلمهای سینمایی داشته باشیم که منبع اصلی‌شان کتاب های کمیک هستند. تا کنون به بیست فیلم از این لیست پرداخته ایم. امروز قصد داریم به سراغ ده فیلم بعدی از این لیست بپردازیم. با راویتون همراه باشید.

کتاب کمیک : برف شکن(1982-2000)

فیلم : برف شکن ( بونگ جون هو، 2013 )

زمین در عصر یخبندان غوطه ور شده و تنها بازماندگان آن در یک برف شکن زندگی می کنند. قطاری عظیم که توسط یک ماشین حرکت دائمی کار می کند. این یک مقدمه جذاب است. این اثر، اولین کار کارگردان کره ای بونگ جون هو، به زبان انگلیسی است. او پیش از این با فیلم میزبان(The Host)، برای تماشاگران بین المللی بیشتر شناخته می شد. عنصر کلیدی ای که هم کمیک و هم فیلم به اشتراک می گذارند، تمرکز بر طبقه بندی اجتماعی‌ست. اما با اینکه کمیک اکران طولانی و موفقی داشت، تولید فیلم نسبتا مشکل‌تر بود. فیلم بازیگران فوق العاده ای از جمله جان هرت، تیلدا سوینتون، کریس ایوانز و اد هریس را همراه خود دارد، اما کارگردان مدتی را صرف دعوا و مشاجره با هاروی واینستین بر سر تدوین کرد.

فیلم برف شکن

 کتاب کمیک : راهب ضد گلوله(1999)

فیلم : راهب ضد گلوله ( پاول هانتر،2003 )

با حضور شان ویلیام اسکات، در نقش شاگرد هنرهای رزمی چاو یون فت، این تلاشی کورکورانه  برای دنبال کردن موفقیت‌های فیلم ماتریکس و ببر خیزان، اژدهای پنهان بود. علیرغم قدرت فیزیکی چاو و برخی صحنه های مبارزه تاثیرگذار، این یک شکست تجاری و انتقادی برای فیلم بود. شاید یک از دلایل آن استفاده اشتباه فیلم از طنز های زیادی بودکه تا حد زیادی در کمیک اصلی وجود نداشت و تماشاگران با آن ارتباطی نگرفتند.

فیلم راهب ضد گلوله

کتاب کمیک : تاراما درو(2005-2007)

فیلم : تاراما درو ( استیون فریرز، 2010)

ریشه تاراما نه تنها به کمیک استریپ گاردین در میانه دهه‌ی 2000، بلکه به کتاب دور از اجتماع خشمگین اثر توماس هاردی نیز، بر می‌گردد. با این حال، این یک الهام بی پایه است، و هم کمیک و هم فیلم، وقاحت بسیار بیشتری نسبت به آنچه هاردی اجازه می داد، در اثر خود وارد می‌کنند. این فیلم در این لیست یک فیلم نسبتا نادر است: این فیلم بریتانیایی‌ست و بسیار خنده‌دار و باایمان است. پوسی سیموندز نویسنده و همچنین بینندگان از نسخه فیلم بسیار راضی هستند.

فیلم تاراما درو

کتاب کمیک: گاوچران‌ها و بیگانگان(2006)

فیلم : گاوچران‌ها و بیگانگان( جان فاورو،2011)

یک عنوان عالی، یک فیلم نه چندان عالی! علیرغم وعده‌ی جیمز باند و ایندیانا جونز علیه بیگانگان در غرب وحشی، هر طنزی که می توانست داشته باشد با یک فیلمنامه جدی و بازی‌های اکثرا خشک از بین رفت. در طول دو ساعت زمان خود، این فیلم بسیاری از شکاف‌های موجود در کمیک را پر می‌کند، به خصوص در شروع فیلم. علاوه بر این، فیلمنامه نویسان آزادانه منبع خود را تغییر می دهند و فهرستی کامل از شخصیت های جدید ایجاد می کنند. به این ترتیب، این یک اقتباس کورکورانه نافرسودنی از کمیک نیست اما خیلی هم موفق نیست.

فیلم گاوچران‌ها و بیگانگان

کتاب کمیک : دنیای ارواح(1993-1997)

فیلم : دنیای ارواح  (دنیل کلوز ، 2001)

درحالیکه فیلم، نمایشی لطیف، کنایه آمیز و تاثیرگذار از دوستی نوجوانان است، اغلب فراموش می شود که منبع آن یک کمیک مشابه عالی‌ست. این مجموعه که توسط دنیل کلوز ساخته شد، در نگارش تیره و تاریک، با سبک بصری کم اما چشمگیر است و فیلم به دلیل برگردان موفقیت آمیز آن عناصر به صفحه نمایش بزرگ، مورد تحسین قرار گرفت. این یک اقتباس سفت و سخت نیست؛ برای مثال: تبدیل دو شخصیت به یک شخصیت تا سیمور استیو بوشمی خلق شود(البته این مورد برای آن مفید بود). همچنین این فیلم دارای وجه تمایزی‌ دیگری نیز هست و آن هم نشان دادن اسکارلت جوهانسون در احتمالا آخرین نقش او در سن نوجوانی‌اش است.

فیلم دنیای ارواح

کتاب کمیک : سونیای سرخ: دختر شیطانی با یک شمشیر(1973-تاکنون)

فیلم :  سونیای سرخ (ریچارد فلیشر ، 1985 )

سونیای سرخ که در ابتدا به عنوان یک شخصیت در Canon The Barbarian ظاهر شد، در قالب کتاب‌های کمیک قهرمانی ماندگار را به ظهور رساند. با این حال، همان موفقیت بر روی پرده نقره ای به چشم نخورد. بریژیت نیلسن نقش زن قهرمان سرخ را بازی کرد و آرنولد شوارتزنگر در نقش لرد کالیدور همراه او بود، اما فیلم نتوانست به اندازه بزرگی بازیگرانش آنطور که انتظار می رفت،  بزرگ شود. فیلم مملو از کلیشه، همجنسگرا هراسی ، و بازی‌های وحشتناک است. شوارتزنگر آن را “بدترین فیلمی که تا به حال بازی کرده ام” نامیده است.

فیلم سونیای سرخ

کتاب کمیک: بوران(1998)

فیلم: بوران (دومینیک سنا، 2009 )

اجرای نسخه اصلی ساخته شده توسط استیو لیبر و گرگ روکا منجر شد تا سایرین برای استفاده از فضای سفید در صفحه از او الهام بگیرند و به اندازه‌ای موفق بود که سری مجموعه‌های مختلفی را ایجاد کند. در مقابل، فیلم کیت بکینسیل یک ماجرای درهم و برهم، فاقد سبک یا هیجان بود. در حالیکه روکا از انطباق آن راضی بود، هیچ کس دیگری خوشحال به نظر نمی رسید. لازم بود دو کارگردان دیگر در قواره های استوارت بیرد و لن وایزمن به سنا کمک کنند تا تصور و دیدگاهش در صفحه، به نمایش درآید تا اصالت و ظرافت شدید منبع، کاملا رقیق نمیشد.

فیلم بوران

کتاب کمیک : فشار(2008-2009)

فیلم : فشار ( پاول مگ گویگان، 2009 )

اگر چه فیلم بازیگران قوی ای را در خدمت داشت اما در زمان اکرانش بی سر و صدا و در گمنامی به‌سر برد و نتوانست مقام فیلم مردان ایکس را که همزمان با آن اکران شده بود تهدید کند. اما قبل از اکران فیلم، کسانی که در پشت آن بودند به اندازه کافی به آن امیدوار بودند؛ در نتیجه در سال 2008 یک مینی سریال گرافیکی منتشر شد که به عنوان پیش درآمد فیلم آینده عمل می کرد. فیلم و کمیک قطعا مکمل یکدیگر بودند؛ شاید با توجه به اینکه با هم نوشته شده اند، جای تعجب نداشته باشد. در واقع برخی از عناصر گیج کننده‌تر در طرح داستان را برای بینندگان کمتر باهوش، حذف کردند.

فیلم فشار

کتاب کمیک : باربارلا(1962-1964)

فیلم : باربارلا ( راجر وادیم ، 1968 )

بله، این مجموعه‌ی مشهور و فضایی منبع ادبی دارد. جای تعجب نیست که این کتاب فرانسوی است و هنگامی که به صورت جلد کتاب مستقل منتشر شد ، شایعاتی جزئی را به وجود آورد. شهوت گرایی نامعقول آن به صورت کاملا آشکار به نمایش گذاشته می شود، اگرچه بعضی از عناصر دیگر تغییر کرده اند: در کمیک باربارلا یک قانون شکن است و فیلم، بیشتر داستان اصلی را ساده می کند. با این حال، با وجود ضربات شدید از جانب منتقدان در آن زمان، تقریبا به یکی از فیلم مشهور آن زمان تبدیل شد.

فیلم باربارلا

کتاب کمیک : دیابولیک(1962-تا کنون)

فیلم : خطر: دیابولیک( ماریو باوا ، 1968)

 این فیلم اقتباسی شیک از کمیک ایتالیایی نوشته آنجلا و لوسیانا جیوسانی‌ست. این فیلم از کارهای قهرمان همنام (جان فیلیپ لاو) و دوست دخترش اوا (مارسیا مل) پیروی می کند و از دهه 60 لذت می برد. فیلم مملو از سری e جگوار، گیتارهای انیو موریکونه و هنر کمیک واقعی است: در یک نقطه، فریم‌هایی از کمیک اصلی باربارلا ظاهر می شود و ارتباط بین دو اقتباس را تقویت می کند.طبق گزارش‌ها ماریو باوا کارگردان اثر بودجه 3 میلیون دلاری را رد کرد، چون مطمئن بود که پانصد هزاردلار اثر را تولید کند و همین هم شد.

فیلم دیابولیک

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا